تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) - اربعین

روایت دردهای زینب (س) - اربعین
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : سه شنبه 8 بهمن 1392

امروز اربعین است. چهل روز است كه گل های خوشبوی محمدی از باغستان خویش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.
اولین زائر، صحابه‌ی خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاری» است كه با بدنی خوشبو و ذكر گویان، بر قبر دردانة پیامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فریاد می‌زند: «یا حسین! یا حسین!» و بیهوش روی زمین می‌افتد. عطیه، دوست جابر، او را به هوش می‌آورد كه ناگهان جابر صدا می‌زند: «واحبیب لایحبیب حبیبه؟؛ آیا دوست، جواب دوست خود را نمی‌دهد؟» سپس خودش جواب خودش را می‌دهد: «چگونه جواب مرا بدهی، درحالی كه خون از رگ های گلویت بر سینه و شانه‌ات فرو ریخته و بین سر و بدنت جدایی افكنده است!»


لحظاتی بعد كاروانی مملو از غم و اندوه از راه می‌رسد. امام سجاد (علیه السلام) با دیدن جابر، با پای برهنه به استقبال او می‌آید و اشك می‌ریزد. جابر امام سجاد را در آغوش می كشد و از فراق امام حسین به شدت می‌گرید.
امام سجاد (علیه السلام) رو به جابر می‌گوید: «جابر! جایت خالی تا ما را در وادی غربت و تنهایی كمك نمایی.»
هاهنا و الله قتلت رجالنا اطفالنا و سبیت نسائنا و حرقت خیامنا ای جابر! به خدا سوگند، در همین مكان مردان ما را شهید نمودند، و نوجوانان ما را سر بریدند و زنان ما را به اسارت بردند و خیمه‌های ما را آتش زدند.»
سپس مزار تك تك شهدا را به جابر نشان می‌دهد: «اینجا قبر علی اكبر است واینجا قبر قاسم است. اینجا قبر پدرم حسین است. آنجا كنار علقمه قبر عمویم عباس است.
زینب آرام و بی‌قرار و خسته‌دل، بر مزار برادرش نشست و صدا زد: «برادرم! پس از چهل روز تو را می‌بینم. برادرم در ظهر عاشورا كه آمدم قتلگاه، آن قدر بدنت آماج تیر و خنجر و شمشیرها گشته بود كه نتوانستم تو را بشناسم، اما اینك برخیز پس از چهل روز، اگر مرا بنگری نخواهی شناخت. موهایم سفید گشته، كمر خم شده و ...... حتماً مرا نخواهی سناخت.»


سپس در مقابل جابر روضه خواند كه: «برادرم! تمام مصیبت‌های تو را تحمل كردم وتمام سفارش هایت را عمل نمودم؛ فقط از نیاوردن رقیه‌ات شرمنده هستم كه او را درخرابة شام نهادم. اما حسینم! بشنو كلام خواهر خودت را، باور كن اگر اینجا نامحرمی نبود، بدنم را به تو نشان می‌دادم تا جای تازیانه‌ها را مشاهده كنی و بدن كبودم را ببینی. برادر ... !»




برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا