تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب

روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392


روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب

علامه مجلسی می‌نویسد: در بعض ارباب مقاتل خواندم كه فاطمة‌ صغری، دختر امام حسین (ع) می‌گفت: «من در روز عاشورا در كنار خیمه ایستاده بودم و به اجساد پاره پاره شهدا نگاه می‌كردم و پدرم را می‌دیدم كه در خون و خاك غلتیده و بدنش پر از تیر و نیزه و شمشیر است و سواران بر آن اجساد با اسبان خویش اسب سواری می‌نمایند. در این فكر بودم كه قساوت قلب لشكر با ما چه خواهد نمود؟ آیا ما را هم به قتل می‌رسانند یا به اسارت خواهند برد؟

 

 

 

 از پهنة میدان، سواری را مشاهده نمودم كه به سوی بانوان حرم راهی شد و بر خیل بی‌پناهان حرم هجوم آورد و با سر نیزه آن ها را می‌زد و چادر و روسری از سرشان می‌كشید و آن ها بی‌پناه و یاور فریاد می‌زدند كه آیا فریادرسی نیست كه به فریاد ما برسد؟ آیا كسی نیست كه این دشمنان را از ما دور سازد؟ ظالمی را دیدم كه با عجله به سوی من ره می‌سپرد. به محض نزدیك شدن، با كعب نیزه بر بین دو شانه‌ام زد كه با صورت بر زمین افتادم و گوشواره‌ام را كشید كه ناگهان لالة گوشم را همراه گوشواره از جای كند. خون از ناحیة گوش بر صورتم جاری شد و من بیهوش بر زمین افتادم. مدتی بعد كه به هوش آمدم، سر خود را بر دامن عمه‌ام یافتم كه او در حال گریه كردن بود و می‌فرمود: برخیز تا به خیمه برویم و ببینیم بر بانوان حرم و برادرت چه گذشته است؟
همراه عمه‌ام، راهی خیمه شدیم و به عمه‌ام گفتم: آیا پارچه‌ای هست تا با آن سرم را از نگاه ناظران پوشانم.
عمه‌ام جوابم فرمود كه: دخترم! عمة‌ تو هم، مثل تو می‌باشد.....»

 

 

روایت دردهای زینب (س) - تسلی دل امام سجاد (ع)

خیل اسیران را از میان كشتگان به قصد سوزانیدن دل آن ها عبور می‌دهند. برگردن سیّد الساجدین غل و زنجیر، سنگینی می‌كند. پاهای او را از زیر شكم شتر به هم بسته‌اند؛ تا از شدت ضعف از شتر به زمین واژگون نگردد. چشمان حجت خدا در گودال قتلگاه بر بدن مطهر پدرش نظاره‌گر است. شدت درد به قدری است كه نزدیك است روح از بدن او مفارقت نماید.
عقیلة بنی هاشم ناگهان سراسیمه به محضر امام خود رسیده و صدا می‌زند: «ای یادگار جدم و پدر و برادرانم! این چه حالی است كه از تو می‌بینم كه این گونه به خود می‌پیچی؟ گویی می‌خواهی جان به جانان بسپاری.»
امام سجاد با دل سوختة خود درجواب عمه‌اش می‌فرماید: «چگونه بی‌تابی ننمایم و صبر كنم؛ در حالی كه پیكر پدرم، برادرانم و عموها و پسر عموهایم و بستگانم را می‌نگرم كه در این بیابان پهناور در خون خود غوطه‌ور، عریان و بی‌كفن می‌باشند و كسی آن ها را دفن نمی‌نماید، و هیچ كس به نزد آن ها نمی‌رود و مهربانی به آن ها نمی‌نماید. گویا آن ها از خاندان ترك و دیلم می‌باشند؛ ولی جسدهای خود را دفن كرده‌اند!» عقیلة بنی هاشم در مقابل غصة دل پسر برادر خویش، بر او آیات صبر و توكل می‌خواند: «كسانی هستند و می‌آیند و این بدن های پاره پاره را جمع‌آورده و می‌پوشانند و بر قبر مطهر پدرت علامتی و بارگاهی نصب می‌شود كه به مرور سال ها و قرن ها از بین نخواهد رفت و هرچه سلاطین كفر برای محو آن كوشش نمایند، نتیجه معكوس می‌گیرند و روز به روز بر رونق این مكان شریف افزوده خواهد شد....»





برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات، حجاب و عفاف،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا