تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) – پس از حسین علیه السلام

روایت دردهای زینب (س) – پس از حسین علیه السلام
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392

روایت دردهای زینب (س) – پس از حسین علیه السلام

اجساد شهدا در گوشه و كنار صحنه نبرد در خاك وخون افتاده و خیمه‌ها درحال سوختن است. بیش تر از سوختن خیمه‌ها، دل زینب می‌سوزد كه سرمایة خویش را در برابر چشمان خویش بی سر و عریان مشاهده می‌كند.
عمر سعد دستور داده است تا احدی از اهل بیت را نگذارند بر بالین شهدا گریه كرده و مجلس عزایی برپا نمایند.
زینب برمی خیزد و به نیابت از پرچمدار خیمه‌ها، دور خیمه‌ها را می‌گردد و حمایت از حریم خدا می‌نماید. او تمام زنان و كودكان را سفارش نموده است كه گریه بلند نكنند تا دشمن شاد گردد.

 

 


در خاطرات خویش سیر می‌كند كه دیشب، عباس برگرد خیمه‌ها می‌چرخید و بچه ‌ها در آرامش خیال، به خواب ناز رفته بودند، دیشب... صدای جانسوزی، زینب را ازخاطرات خوش خویش جدا می‌سازد. خدایا! این صدای ناله ی كیست؟ آری دل گرفته‌ای را كه می‌خواند: «اصغرم! كودكم!»
با عجله راهی خیمة نیمه سوخته می‌گردد و پردة‌ خیمه را بالا می‌زند كه ناگهان رباب را می‌بیند كه زانوان خویش را در بغل گرفته و گریه می‌كند. با متانت خاص خود می‌فرماید: «همسر برادرم! چه شده؟ مگر قرار ما بر سكوت نبود؟!»
رباب به گریة خویش با خواهر همسرش تكلم می‌كند: «امروز قدری آب خوردم، سینه‌ام قدری شیر پیدا كرده و یاد علی اصغر و لب تشنة‌ او افتادم كه در اثر عطش بر سینة‌ من چنگ می‌زد وتقاضای آب داشت.»

 




برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا