تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) – درد دل هایی با برادر

روایت دردهای زینب (س) – درد دل هایی با برادر
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392

تمام حالات حسین نشان می‌دهد كه او آماده ی رفتن است: چهره‌اش نشانگر عزم او بر لقاء حق می‌باشد، با دلی شكسته و سر و پای برهنه در حالی كه لباسش بر زمین كشیده می‌شود، به سوی عزیز خدا راهی می‌گردد و در محضر او با ادب و با چشم خونین می‌گوید:

 

 


- ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان! پدر و مادرم و برادرم رفتند، آیا تو هم قصد رفتن داری و می‌خواهی خواهرت را تنها در میان بگذاری؟ حسین (ع) رو به خواهرش نموده با لسان خدایی می‌فرماید: «خواهرم! مبادا شیطان تو را بی‌طاقت كرده ‌ و حلم تو را از دستت ببرد، مبادا ......» اشك در دیدگان حسین جمع می‌گردد و ادامه می‌دهد: «خواهرم! بدان كه حسین تو چاره‌ای دگر ندارد.» زینب این كلام را كه شنید، رو به برادرش كرد و فرمود: «برادر! خودت را مثل اسیران می‌دانی؟ من آمده‌ام تا تو مرا تسلی بدهی، ولی كلام تو جگرم را بیشتر سوزاند و مصیبت غم من، افزون گشت.»

این بگفت و از شدت درد، بیهوش بر زمین افتاد.
حسین (ع) درد خواهرش را می‌فهمید و اورا به هوش آورده و موعظه و دلداریش داد.
اما در عصر عاشورا، هر چه زینب نگاه بر جسد حسین كرد تا برخیزد و دگر باره او را تسلی و دلداری دهد، خبری نشد.

 



برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا