تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) - لحظات وصل

روایت دردهای زینب (س) - لحظات وصل
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1391

آسمان ابر غم گرفته و آرام آرام اشك می‌‌ریزد. درّدانه ی رسول خدا در خیمه خویش و در اوج طمأنینه مشغول به ذكر است و درحالی كه اسلحة خود را مرتب می‌نماید ابیاتی را زمزمه می‌كند:
یاد هر، اًفٍ لك من خلیلی
كم لك بالاشراق و قد قتیلی
ای روزگار! اف بر تو باد، كه با هیچ كس سر دوستی نداری ..... ! درخیمة كنار خیمه حسین، عقیلة بین هاشم كنار بستر سیّدالساجدین نشسته و بر شعر خواندن برادرش گوش جان سپرده است كه طاقت او سر می‌رود و سراسمیه بر برادرش وارد می‌شود: «یا اخاه! هدا كلام من ایقن بالموت.»؛ این كلام كسی است كه به مرگ خویش یقین كرده است. حسین (ع) درد خواهرش را حس كرد و لذا تمام مسایل را برایش به تصویر كشید: «در كشتن من، هیچ شكی وجود ندارد. فردا من و همة‌ اصحابم و مردان بنی هاشم كشته خواهیم شد و سر از بدنمان جدا خواهند نمود؛

 

 


فردا روز اسارت رفتن شما می‌باشد؛
فردا روز سیلی و تازیانه خوردن تو و كودكان است؛
فردا روز به آتش كشیدن خیام رسول الله است؛
فردا روز زیر سم اسبان نهادن جنازه‌ها است؛
فردا......
خواهرم! یادت نرود درنماز شب خودت، مرا دعا كنی!
زینب با دل شكسته می‌پرسد:" آیا هیچ چاره‌ای برای تو نمانده است؟" این را می‌گوید و در محضر حجت خدا، گریبان خویش چاك زده و آه و فغان می‌نماید: «الان، داغ جدم تازه شد: الان، داغ پدر و مادرم زنده شد و ....» حسین او را تسلی می‌دهد: «خواهرم! جدم رسول خدا از این دنیا رفت، پدرم و مادرم و حسن از این دنیا رفتند؛ همه باید از این جهان رخت سفر بربندیم، صبر كن.»
سپس، زینب بر می‌خیزد و به تك تك خیام سر می‌زند و طفلان تشنه را در آغوش می‌گیرد و نوازش می‌دهد. گاهی در خیمه قاسم و گاهی در جوار علی اكبر و لحظاتی كنار قنداقه علی اصغر و گاهی می‌اندیشد كه فردا بر او چه خواهد گذشت؟
از میان خیمه‌ای صدای تسبیح و قرآن و دعا را می‌شنود. صحنه آن قدر دلرباست كه دشمن را جذب خویش می‌نماید. سی نفر ازسپاه ظلمت خود را به محضر امام رسانده و اظهار ندامت می‌كنند. به خیمه ی اصحاب سر می‌زند كه صدای حبیب بن مظاهر را می‌شنود كه می‌گوید: «دختر علی، دل نگران فردا می‌باشد، فردا باید تا احدی از اصحاب زنده هست، نگذاریم كسی از بنی هاشم راهی میدان گردد، باید فردا ایثار و ارادت خویش را به فرزند رسول خدا نشان دهیم، فردا ....» آرام آرام بر این خلوص و ارادت و وفای لشكر خدا اشك می‌ریزد و بر آن ها دعا می‌كند؛ ولی باز عمق فاجعة فردا او را رها نمی‌سازد.




برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات، اشعار،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا