تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - روایت دردهای زینب (س) – خداحافظ ای مادر خوبیها

روایت دردهای زینب (س) – خداحافظ ای مادر خوبیها
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390

آن روز، چهار سالة‌ گلستان عصمت وعفاف در كنار بستر مظلومة‌ تاریخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عمیس زانوی غم را بغل گرفته و خیره خیره بر چهرة تكیدة مادر نگاه می‌كرد.

 

 


مادر از او خواست كه نزدیك بستر آید. سپس به او دو امانت گرانبها سپرد و فرمود: «دخترم زینب! دو بغچه‌ای كه به تو می‌سپارم، یكی از آنها متعلق به دختر ابی‌ ذر غفاری و دیگری مال خودت می‌باشد، كه در آن پیراهنی است كه مال حسین می‌باشد. اما بدان هرگاه كه او، این پیراهن را از تو طلب نماید، وقت وصل و همراهی شما سر رسیده و حسین برای شهادت مهیا می‌گردد.» فاطمه (س) رو به اسماء نمود و فرمود: «من اندكی به خواب می‌روم لحظاتی بعد سراغم بیا و مرا صدا نما. اگر جواب تو را ندادم، برو علی و اولادم را مطلع كن كه زهرا از دنیا رخت سفر بربسته است.»

سپس مشغول خواندن سورة‌ یس گشت: یس و القرآن و الحكیم ........ اسماء لحظاتی بعد زهرا (س) را صدا می‌زند؛ اما چیزی نمی‌شنود و در می‌یابد كه دختر پیغمبر از دنیا چشم فرو بسته است.
زینب از سكوت مادر با حالت صیحه و گریه خود را بر بدن مطهر او می‌اندازد و صدا می‌زند و می‌گوید: «مادر! سلام ما را به جدمان رسول خدا برسان. مادر! گویی ما امروز رسول خدا را از دست دادیم. مادر.......»

 



برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا