تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - پایان دردهای زینب (س) - خاموشی خورشید

پایان دردهای زینب (س) - خاموشی خورشید
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1389

ماجرای كربلا پایان پذیرفته، ولی غم های زینب فراموش شدنی نیست هر لحظة‌ او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدینه یادآور حدیث كساء اهل بیت و دوران هجرت زینب وحسین از سخت‌ترین دوران عمر اوست.


در مدینه قحطی سختی رخ داده است. عبدالله بن جعغر كه بحر جود و كرم است و عادت بر بذل و عطا دارد، به دلیل اینكه دستش از سرمایه دنیا تهی گشته راهی شام می‌گردد و به كار زراعت مشغول می‌شود؛ ولی زینب، هر روزش گریه و داغ دل است. مدتی می‌گذرد كه زینب گرفتار تب وصل خانواده‌اش می‌گردد و هر لحظه مریضی او شدت پیدا می‌كند، تا اینكه در نیمة‌ ظهر به همسر خویش عبدالله می‌گوید: «بستر مرا در حیاط به زیر آفتاب قرار بده.»
عبدالله گوید: «او را درحیاط جای دادم كه متوجه شدم چیزی را روی سینة‌ خویش نهاده و مدام زیر لب حرفی می‌زند، به او نزدیك شدم دیدم پیراهنی را كه یادگار از كربلاست؛ یعنی پیراهن حسین كه خونین و پاره پاره است را روی سینه نهاده و مدام می‌گوید: «حسین، حسین، حسین! ...»
لحظاتی بعد او وارد بر حریم اهل بیت النبوه گشت و كارنامة‌عمرش به خیر و سعادت ختم گردید.




برچسب ها: حضرت زینب سلام الله علیها، مقالات،




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا