تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - گزارش حضرت زینب از رویداد كربلا

گزارش حضرت زینب از رویداد كربلا
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : شنبه 10 آبان 1393
گزارش حضرت زینب از رویداد كربلا

 


 
چكیده : امام سجاد ( ع‌) در روایتی مفصل گزارشی از رویداد كربلا و مقدمات و پیامدهای آن از عمه گرامی خود حضرت زینب ( س ) نقل می كند. این روایت در كتاب « كامل الزیارات » نوشته ی ابن قولویه قمی ( متوفای قرن چهارم هجری ) آمده و یكی از مستند ترین روایات درباره ی حادثه ی عاشوراست . نگارنده در این گفتار ترجمه ی فارسی این روایت را با مقدمات لازم و برخی نكات توضیحی آورده است.

كلید واژه : عاشورا / كربلا / ابن قولویه قمی ( قرن 4 ) / كامل الزیارات / امام سجاد ( ع ) / حضرت زینب ( س)
 

مقدمه

 

 

یكی از داستانهای مهم و معروف قرآن ماجرای آوردن تخت بلقیس به دربار حضرت سلیمان است. حضرت سلیمان برای قدرت نمایی در برابر بلقیس تصمیم می گیرد تخت بزرگ وی را پیش از آمدن او به دربار انجا حاضر كند و از این رو می فرماید :
هان ای بزرگان ! كدام یك از شما تخت او ( بلقیس ) را پیش از انكه آنان ( بلقیس همراهانش ) گردن نهاده نزد من آیند برایم می آورد ؟ بزرگی از بزرگان جن عرض می كند : من پیش از آنكه از جایت برخیزی آن را می آورم. در این هنگام كسی كه دانشی از كتاب نزدش بود گفت من آن را پیش از آنكه چشم بر هم بزنی می آورم . ( نك ، نمل 27/ 38-40 )
آن كس كه چنان قدرت نمایی كرد وصی و جانشین حضرت سلیمان جناب آصف بن برخیا بود.
امام هادی ( ع ) در بیانی آسمانی در توضیح این ماجرا می فرماید :
حضرت سلیمان از آنچه آصف بن برخیا بدان معرفت داشت ( كه به آن وسیله توانست چنان كند ) ناتوان نبود ولی می خواست به امت خود كه شامل جن و انس بود بشناساند كه حجت پس از خودش جناب آصف است . ( تحف العقول ، ص 478 ، بحارالانوار ج 10 ، ص 386 )
این داستان را از آن رو آوردیم تا بگوییم گاهی چنان است كه امامان معصوم ( ع ) برای نمایاندن مقام والای بعضی از برگزیدگان كاری شبیه آنچه را جناب سلیمان انجام داد انجام می دهند.
یكی از ویژگی های حضرت زینب همان است كه امام همام حضرت سجاد خطاب به آن بانو فرمود :
و انت بحمد الله عالمه غیر معلمه فهمه غیر مفهمه
سپاس خدای را كه شما دانشمندی هستید كه كسی به شما دانش نیاموخته و فهیمی هستید كه كسی شما را فهیم نكرده است.
یعنی دانش حضرت زینب برگرفته از افراد معمولی نبود و فهمی كه آن عزیز دارا بود با تفهیم دیگران حاصل نشده بود. هر آنچه حضرت زینب می دانست خوشه های زرینی بود كه از خرمن بی كران علم آسمانی پدر و مادر گرامی اش برگرفته بود.

درباره ی روایت

 

 

روایتی كه اینك می آوریم بیانگر ماجرایی است كه امام سجاد ( ع ) با نقل آن اراده فرموده است تا جلوه ی دیگری از دانش عمه گرامی اش را نشان دهد همچنان كه حضرت زینب خود از ام ایمن گزارشی نقل می كند كه خود نسبت بدان آگاه تر است. و این به جهت اتمام حجت بر كسانی است كه در آینده این خبر را می خوانند و ام ایمن را از آن رو كه خدمتكار پیامبر بوده نسبت به اسرار زندگی پیامبر آگاه تر از حضرت زینب می دانندكه در آن زمان در سن كودكی بوده است .امام سجاد به خاطر علم وهبی الاهی امامت خود آن ماجرا را می داند اما به خاطر بیان مقام والای حضرت زینب یا مصلحتی دیگر كه نمی دانیم ماجرا را به نقل از ایشان گزارش می فرماید.
این روایت در كتاب كامل الزیارات نوشته ی محدث بزرگوار قرن چهارم جعفر بن محمد بن قولویه ، باب 88 و به نقل از آن در بحار الانوار ج 45 ص 179- 183 حدیث 30 آمده است. راوی حدیث قدامه بن زائده است كه حدیث را از پدرش زائده نقل می كند. زائده با اینكه در دستگاه حكومتی جایگاهی داشته به حضور امام سجاد می رسیده است. اینك حدیث را به نقل از زائده می خوانیم تا با گوشه ای از زندگی و كمالات حضرت زینب آشنا شویم كه تا كنون كمتر بازگو شده است.
البته جای جای این حدیث شریف كه سرشار از نكات مهم و حقایق والاست باید توضیح و تحلیل شود كه این كار مهم در فرصت كوتاه نویسنده مقدور نیست و به زمان دیگر موكول می شود . عنوان بندی فرعی متن حدیث از سوی نگارنده و برای تسهیل در تقسیم مطالب انجام شده است.

آغاز حدیث

 

 

زائده گوید : به محضر مبارك امام سجاد مشرف شدم. امام به من فرمود : ای زائده به من گفته اند كه تو هر زمان كه بتوانی به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین می روی.
به امام عرض كردم : آری همان طور كه به عرض و اطلاع شما رسانیده اند گاهی چنین سعادتی نصیبم می شود. امام سجاد به من فرمود : چرا چنین می كنی ، در حالی كه تو نزد سلطان سرزمین خویش از جایگاه خوبی برخورداری ؟ همان سلطانی كه اجازه نمی دهد احدی ما را دوست بدارد و ما را بر دیگران برتری دهد و فضائل ما را ذكر كند و هر آنچه را از حق ما بر این امت واجب است یادآوری نماید. من به امام عرض كردم : به خدا سوگند من این كار مقدس را فقط به خاطر خشنودی خدا و رسولش انجام می دهم و خشم و ناخرسندی هیچ كس برایم هیچ اهمیتی ندارد و اگر به سبب زیارت حسین ناراحتی و سختی ای به من برسد هرگز بر من گران نمی آید.
امام فرمود : به خدا سوگند مطلب همان گونه است كه گفتی . من هم دوباره عرض كردم : به خدا سوگند مطلب همان گونه است كه عرض كردم. امام از باب تاكید سه بار این را فرمود و من هم از باب تسلیم سه بار همان سخن را عرض كردم. سپس امام فرمود : بشارت بر تو باد ، بشارت بر تو باد ، بشارت بر تو باد . پس اینك تو را از خبری آگاه می كنم كه نزد من از اخبار برگزیده ای است كه در خزانه ی سینه ام مخزون است.
سخنان امام سجاد با حضرت زینب
آن گاه امام چنین فرمود :
هنگامی كه حادثه ی هولناك كربلا رخ داد و آن همه بلا به ما رسید و پدرم و فرزندان و برادران و دیگر همراهانش كشته و خانواده ی آن حضرت به اسارت گرفته شدند و ما را بر شتران بی جهاز سوار كردند تا به سوی كوفه ببرند در آن حال غم بار من با ناراحتی بسیار به جنازه های عریانی كه در بیابان افتاده بودند نگریستم و آن صحنه بر من بسی سنگین آمد و اضطراب و ناراحتی من بسی فزونی یافت به گونه ای كه نزدیك بود از شدت ناراحتی جان دهم.
شدت افسردگی من به حدی بود كه عمه ام زینب كبری متوجه بدحالی ام شد و به من فرمود : ای بازمانده ی جد و پدر و برادرم مرا چه می شود كه می بینم نزدیك است از شدت غم جان دهی ؟
من به عمه ام گفتم چگونه بی تابی نكنم. در حالی كه می بینم سید و سرورم حسین و نیز برادران و عموها و عموزادگان و خاندان و وابستگانم همگی بر خاك غلتیده و در خون غوطه ور و برهنه اند و در میانه ی صحرا افتاده اند و این دشمنان ددمنش پوشش آنان را هم به غارت برده اند. ایشان را می بینم كه كسی كفنشان نكرده و به خاكشان نسپرده و كاری به كارشان ندارد گویا كه از خاندان دشمنان مسلمانان اند.

سخنان حضرت زینب

 

 

عمه ام زینب به من فرمود : از آنچه می بینی بی تابی مكن به خدا سوگند تمامی این حوادث عهد و پیمانی است كه رسول خدا با جد و پدر و عمویت بسته است و نیز خداوند پیمانی استوار از مردمانی از این امت گرفته است مردمانی كه فرعونهای زمین آنان را نمی شناسند در حالی كه آنان در میان اهل آسمان ها بسی شناخته شده اند. آن مردمان بزرگ و برگزیده این پیكرهای پاك پراكنده ی خون آلود را جمع می كنند و به خاك می سپارند. آنان در این سرزمین برای تربت پاك پدرت حضرت سید الشهدا نشانه ای می نهند كه اثرش در گذر زمان هرگز از میان نمی رود و هر چه پیشوایان كفر و پیروان گمراهی در محو و نابودی آن بكوشند كوشش ایشان جز بر ظهور و پیدایی آن تربت پاك و بلندی امر آن عزیز نمی افزاید.
از عمه ام پرسیدم : آن عهد و پیمان كه پیامبر با جدم علی و پدرم حسین و عمویم حسن بسته چیست و داستانش از چه قرار است؟ حضرت زینب داستان آن پیمان را از زبان ام ایمن كنیز با وفای پیامبر رحمت چنین تعریف كرد :
گزارش ام ایمن
یك روز پیامبر به خانه فاطمه آمد. حضرت زهرا برای پدر غذایی از آرد و شیر پخت . علی هم طبقی از خرما آورد . من هم قدحی از شیر و سر شیر آوردم. رسول خدا همراه با علی و فاطمه و حسن و حسین از غذایی كه مادر فراهم كرده بود خوردند و از آن شیر كه من آورده بودم نوشیدند. سپس از خرما و سرشیر خوردند. پس از صرف غذا علی آب ریخت و پیامبر دستانش را شست.
آنگاه پیامبر دست به صورت كشید و به علی و فاطمه و حسن و حسین نگریست و ما شادی و سرور را در چهره ی مبارك آن عزیز دیدیم. سپس مدتی با گوشه ی چشم به آسمان نگریست . پس از آن روی به سوی قبله گردانید دو دستش را گشود لب به دعا باز كرد و آن گاه به سجده رفت. در حالی كه بغض گلویش را می فشرد.
این حالت بغض گرفتگی مدتی به طول انجامید. ناگهان بغض پیامبر تركید و شروع كرد به زارزار گریستن. سپس سرش را به سوی آسمان بالا برد و پس از آن سر به زیر افكند و اشك همچنان مثل باران از دیدگانش فرو می ریخت.
از دیدن این صحنه ی غم بار فاطمه و علی و حسن و حسین بسی محزون شدند و اندوه سراپای مرا هم فراگرفت. اما هیبت رسول خدا چنان بود كه كسی جرئت نمی كرد سبب این گریه ی شدید را بپرسد. مدت زمانی چنین گذشت . در این هنگام علی و فاطمه طاقت نیاوردند و از آن عزیز علت گریه اش را پرسیدند و عرض كردند : ای رسول خدا چه چیزی موجب گریه ی شما شد ؟ خداوند دیدگان شما را گریان نفرماید. این حال شما دلهای ما را جریحه دار كرد.

سخنان پیامبر خطاب به امیرالمومنین

 

 

پیامبر خطاب به امیر المومنین فرمود : برادرم و حبیبم در این مجلس چنان خشنود شدم كه تا كنون آن گونه مسرور نشده بود. شما را می نگریستم و حمد و سپاس خداوندی را بر نعمتی كه به خاطر جمع شما بر من ارزانی فرموده بود به جای می آوردم.
در آن حال سپاس و ستایش جبرئیل بر من فرود آمد و گفت : ای محمد ! خداوند از آنچه در دل تو گذشت آگاه شد و سرور و شادمانی تو را به خاطر داشتن برادری چون علی و دختری مثل فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین دانست. خداوند نعمت را بر تو كامل كرد و دهش و بخشش خویش را بر تو گوارا فرمود . این لطف و كرامت بدین سان بر تو ارزانی شد كه :
-آنان و فرزندان و دوست داران شما و شیعیانشان را با تو در بهشت برین جای دهد.
- میان تو و ایشان در بهشت جدایی نیفكند.
- همان گونه كه تو حیات جاودانه ی بهشتی می یابی آنان نیز به همان سان حیات جاودانه ی بهشتی خواهند یافت.
- هر چه از نعمت های ماندگار به تو ارزانی و عطا شود به آنان نیز همان عطا می شود.
- خداوند آنقدر به تو و ایشان عطا می فرماید كه راضی و خشنود شوید و حتی بالاتر از رضایت و خشنودیتان به شما عطا می كند.
البته تمامی این نعمت ها و دهشها در پی بلاها و دشواریهای زیادی خواهد بود كه در این دنیا به آنان می رسد. شگفت آنكه این بلاها و ناراحتی ها به دست مردمانی انجام می گیرد كه خود را به دین تو منسوب می كنند و خود را از امت تو می پندارند در حالی كه از خدا و از تو بری و بسی دورند. آن مردمان نابكار با ضربات شلاق و شمشیر به جان این برگزیدگان خداوند می افتند و آن عزیزان را به قتل می رسانند.
قتلگاه هر یك از آنان جداگانه و پراكنده و قبرهایشان از یكدیگر دور است. حوادث و بلاهایی كه بر سر آنان می آید چیزی است كه خداوند برای تو و آنان خواسته و گزیده است. پس سپاس و ستایش خداوند جل و عز را به جای بیاور كه چنین مقام و منزلت والایی را برای تو و آنان برگزیده است و به خواسته ی خداوندی خوشنود باش.
من نیز با شنیدن این سخنان آسمانی خدای را سپاس گفتم و به قضای خداوند نسبت به آنچه برای شما برگزیده است راضی شدم.
سپس جبرئیل افزود : ای محمد برادر تو علی پس از تو مقهور و مغلوب این امت می شود. دشمنان بر او گستاخی می كنند و سپس كشته می شود. بدترین خلق خدا كه همانند كشنده ی شتر صالح است او را می كشد. در سرزمینی كه بدانجا هجرت كرده است ( كوفه ) كشته خواهد شد. آن سرزمین جایگاه شیعیان او و فرزندانش است. سرزمینی كه مصیبتها و بلاهای شیعیان در آنجا در هر حالی فزونی می یابد.

سخنان جبرئیل در مورد امام حسین
 

 

آن گاه جناب جبرئیل به حسین اشاره كرد و فرمود این فرزند تو همراه با گروهی از فرزندان و خاندان و برگزیدگان از امت تو در كنار رود فرات و در سرزمینی به نام كربلا گشته خواهند شد علت آنكه به آن سرزمین كربلا می گویند آن است كه در روز قیامت كه اندوه و غم و بلا و حسرت و پشیمانی در آن روز پایان ندارد اندوه و بلا بر آنان فزونی می گیرد...آن سرزمین پاكترین نقطه زمین و حرمتش از تمامی سرزمینهای مقدس بیشتر است آن سرزمین قطعه ای از بهشت است هنگامی كه آن روز فرا رسد، روزی كه فرزند تو و خاندانش در آن شهید شوند و لشكریان كفر و نفرین شدگان زمین آنان را احاطه كنند زمین به لرزه می افتد كوهها به حركت در می آیند و سخت می لرزد ، امواج دریا خروشان می شوند و آسمان بر اهلشمی خروشد تمامی این حوادثی كه در آفرینش رخ می دهد ، به خاطر خشم و خروشی است كه نسبت به تو ای محمد و فرزند برومند توست و نیز به آن خاطر است كه حریم و حرمت تو را شكسته اند و شری است كه درباره فرزند و خاندان تو رخ داده است.
در تمامی آفرینش چیزی باقی نمی ماند جز آنكه خداوند به آن اجازه می دهد تا به یاری خاندان تو كه اینك ناتوان و ضعیف نگاه داشته شده اند و مظلوم و ستم دیده گشته اند برخیزند به یاری همان عزیزانی كه پس از تو حجت خدا بر مردم اند.
خداوند به آسمان ها و زمین و كوهها و دریاها و ساكنان آنها چنین وحی می فرماید : منم الله پادشاه قادری كه هیچ گریزنده ای از حیطه قدرت و سلطنش نمی تواند بگریزد و هیچ كس او را نمی تواند ناتوان كند و من بر انتقام گرفتن از او بسی توانایم به عزت و جلالم سوگند هركس را كه مورد خودخواهی رسول و برگزیده من باشد حرمت او را بشكند خاندانش را بكشد عهد و پیمان او را پشت سر بیفكند و به آنان بی اعتنایی كند و به اهل بیت آن عزیز ستم روا دارد چنان عذاب كنم كه هیچ یك از عالمیان را آنگونه عذاب نكرده ام.
جناب جبرئیل در پی این بیانات خطاب به پیامبر خدا عرض كرد : در این هنگام هرچه كه در آسمانها و زمین است ضجه می زند و زبان به نفرین كسانی می گشاید كه به عترت تو ظلم كرده و حریم تو را شكسته اند آنگاه كه شهیدان كربلا به خاك و خون بغلتند و در آرامگاه خویش قرار گیرند خداوند خود به دست قدرت خویش روح آنان را برمیگیرد و گروهی از فرشتگان آسمان را با ظرفهایی از یاقوت و زمرد و پر از آب حیات و پوششهایی از پوششهای بهشت و عطری خوش بو از عطرهای بهشت به زمین می فرستد.
آنان پیكرهای پاك آن شهیدان را با آن آب حیات غسل می دهند با آن پوششهای بهشتی می پوشانند و با آن عطر آسمانی خوش بو می كنند و فرشتگان صف در صف بر آنان نماز می گزارند.
( باز هم جناب جبرئیل با بیان بشارتی دیگر دل نازنین پیامبر را تسلی داد و شاد كرد ) :
پس از انجام این مراسم پر شكوه خداوند قومی را از امت تو بر می انگیزد كه كافران آنان را نمی شناسند و ایشان در ریختن آن خونهای پاك نه در گفتار و نه در كردار و نه در دل و درون شراكتی نداشته اند. آنان مردانه بر می خیزند و آن پیكرهای پاك را به خاك می سپارند و در آن سرزمین برای قبر حضرت سید الشهدا نشانه ای بر پا می كنند كه آن نشانه پرچمی برای اهل حق و سببی برای رستگاری مومنان می شود. از سوی دگیر از هر آسمان صدهزار فرشته آن آرامگاه آسمانی و ملكوتی را شب و روز در میان می گیرند و بر آن آرامگاه درود و صلوات می فرستند و نزد آن خدای را تسبیح و تنزیه می كنند. اینان برای زائران قبر حسین از خداوند طلب آمرزش و بخشایش می كنند و نامهای كسانی از امت تو و نامهای پدران و عشیره ها و شهرهایی را كه برای قرب و نزدیكی به خداوند به زیارتش بشتابند می نویسند و با علامت و نشانه ای از نور عرش خداوند چهره آنان را نشان دار می كنند و بر آن چهره چنین می نگارند : این است زائر قبر بهترین شهیدان و زائر قبر پسر بهترین پیامبران. و چون روز قیامت فرا رسد از اثر آن نشانه نوری پرتو می افكند كه دیدگان را فرا می گیرد و آن نور ایشان را می نمایاند و به آن نور شناخته می شوند.

جبرئیل فرمود :
 

 

ای محمد! گویا می بینم كه قیامت فرا رسیده و تو در میان من و میكائیل هستی و علی هم پیشاپیش ماست و فرشتگان بسیاری نیز ما را همراهی می كنند . در همان حال كسانی را كه آن نشانه ی نورانی را به چهره دارند از میان مردم بر می گیریم تا خداوند آنان را از سختیها و هول و هراس آن روز نجات دهد.
این نجات و رهایی از آن ترس و هراس فرمان و عطایی است از جانب خداوند برای كسی كه قبر تو یا قبر برادرت یا قبر حسن و حسین را زیارت كند. در حالی كه به جز خشنودی خداوند را اراده نكرده باشد. البته گروهی از مردمی كه نفرین و خشم خداوند بر آنان واجب شده است خواهند كوشید كه نشانه و اثر آن مزار مبارك را نابود كنند ولی خداوند راهی برای آنان كه به این هدف شوم برسند قرار نخواهد داد.
پس از نقل این مطالب پیامبر فرمود : چیزی كه مرا گریاند و اندوهگین ساخت همین ماجراهایی بود كه جناب جبرئیل برایم نقل كرد.

ادامه ی سخنان حضرت زینب (‌س )
 

 

حضرت سجاد فرمود : عمه ام زینب افزود : هنگامی كه ابن ملجم كه نفرین خدا بر او باد پدرم را با شمشیر زهرآگین ضربت زد و من نشانه ی مرگ ر ا در چهره ی آن عزیز دیدم به او عرض كردم : پدر جان ام ایمن برایم چنین مطالبی بازگفته است ؛ دوست دارم در این ساعات پایانی زندگانی شما آن را از زبان شما نیز بشنوم.
پدرم فرمود : دختر عزیزم آن ماجرا در ست همان گونه است كه ام ایمن برایت نقل كرده است. گویا من می بینم كه تو و دختران خاندانت اسیران این شهر و دیار شده اید ، در حالیكه خوار و خفیفتان كرده اند و می ترسید كه مردم شما را از میان بردارند. دخترم در آن هول و هراس صبوری پیشه كن . به خدایی كه دانه را شكافت و انسان را آفرید سوگند می خورم كه در آن روزگار در روی زمین برای خدا ولی ای به جز شما و دوستداران وشیعیان شما وجود ندارد.
پدرم در ادامه ی این بشارت تسلی بخش فرمود :
رسول خدا پس از بیان این مطالب به ما فرمود : ابلیس در آن روز كه حسین به شهادت می رسد از فرط خشنودی به پرواز در می آید و تمام پهنه ی زمین را می پیماید و به شیاطین و عفریتهایش می گوید :
ای گروه شیاطین به آن هدف كه از فرزندان آدم می خواستیم رسیدیم. سرانجامی را كه از هلاكت و نابودی آنان در انتظارش بودیم فرا رسید و آتش دوزخ را برای آنان به ارث نهادیم مگر آنان كه به این گروه ( حسین و یارانش ) پناه ببرند. اینك تمامی تلاش و كوشش خویش را به كار گیرید تا مردم را درباره ی آنان به شك و دودلی دچار كنید آنان را به دشمنی با ایشان برانگیزید و نسبت به دشمنی با آنان و اولیایشان ترغیب و تحریضشان كنید. این دشمنی با حسین و خاندانش را آن چنان ادامه دهید تا گمراهی و كفر مردم استوار گردد و هیچ كس از آنان نجات نیابد.
پدرم علی ( ع ) در پی این هشدار درباره ی كوشش ابلیس در جهت برانگیختن مردم به دشمنی با اهل بیت و به ویژه حسین ( ع ) و یارانش فرمود :
اینجاست كه ابلیس ظن و گمان گمراهی را درباره ی پیروانش راست می یابد. در حالی كه ابلیس بسیار دروغگوست . به راستی هیچ عمل صاحلی با دشمنی شما سود نمی بخشد و هیچ گناهی به جز گناهان كبیره با دوستی و ولایت شما زیان نمی رساند.

پایان حدیث
 

در اینجا حدیث بسیار ارزشمندی كه راوی آن جناب زینب است به بیان حضرت سجاد به پایان رسید و در پایان نقل این حدیث امام سجاد خطاب به زائده ( آن زائر پاك باخته ی امام حسین ) چنین فرمود :
ای زائد این حدیث شریف را بر گیر و بدان كه اگر یك سال در طلب آن سفر سخت در پیش می گرفتی كم بود.

پی نوشت

* دکتری علوم قرآن و حدیث، مدرس دانشکده علوم قرآنی، تهران.
1. اشاره به آیه «و لقد صدق علیهم ابلیس طنه.» (سبأ(34)/20)
 

22 منبع:فصلنامه تخصصی سفینه




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا