تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - زینب(س) ؛ ترجمان حقیقت

زینب(س) ؛ ترجمان حقیقت
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393


زینب(س) ؛ ترجمان حقیقت
نویسنده:فریبا علاسوند
منبع:روزنامه قدس
بزرگی هر كس را می توان از بزرگی مسؤولیتهایش بازشناخت و آن مسؤولیتی كه به عهده عقیله بنی هاشم بود، رسالت و پیام آوری بود، تمام شامات، دین ورزی خود را مدیون زینبند، همچنان كه روح مودت آل رسول(ص) و رواج مكتب تشیع در آن بلاد، بر اساس روشنگریهای اوست.این مسؤولیت سنگین ویژگیهای فوق العاده ای می طلبد كه همه آنها به تمام معنا در اقالیم وجود زینب كبری(س) حضور دارند. بدون این خصایص، به دوش گرفتن رسالت و پیام آوری كه استواری به صلابت كوه می طلبد، امكان پذیر نیست.

امانتهای خداوند در دست زینب(س)

زینب كبری(س) صاحب ودایع بی شماری شده، ذخایر عظیمی از ناحیه امام عصر او بدو سپرده شد كه تا به آخر رسالت خود، می بایست در حفظ آنها بكوشد. ودایعی كه جانمایه آدمی هم در صورت لزوم می بایست در مسیر حفاظت از آنها سپری گردد.
گوهر لازم این امر، به تشخیص ولی عصر او در زینب(س) وجود داشت. اولین و مهمترین این ودایع، امام سجاد(ع) و مروارید دریای امامت بود.تاریخ نگاران عاشورایی آن مقداری كه در توان داشتند از این پاسداری برای آیندگان نقل نموده اند. از جمله، می توان به گزارش حمید بن مسلم ازدی از به آتش كشیدن خیمه امام حسین(ع) استناد جست. (منتخب التواریخ ص 293)
غارتگران و دژخیمان پس از آن كه شاهد ذبحی عظیم بوده اند، دیگر هیچ منكری برایشان ناشدنی نمی نمود و كشتن امامی در بستر و زنی كه محافظ وی بود، برایشان ابداً ناگوار نمی آمد.
حفظ این ودیعه است كه زینب(س) داغدار را از قتلگاه به سمت خیمه ها می كشاند و از او كه غرق در اشك و آه و ماتم است شیری می سازد كه فقط با آتشین كلام خود می شورد و می خروشد.
راوی نتوانسته از تنگنای كلماتش برهد و تمام آنچه را واقع شد، با تمام ویژگیهایش به ما منتقل سازد؛ ولی هر چه بود و هر چه آن بانو بر زبان راند، به گونه ای بود كه همه نامردان شمشیر به دست را از كرده خویش پشیمان ساخت، تمام شمشیرها را (به غلاف ها) برگرداند، چنانكه مأمور شدند زینت آلات دختركان را نیز به ایشان بازگردانند.
در كوفه اما زینب یك آشناست. خاطرات پرشكوه حضور حاكمی عادل به او هیمنه ای علوی داده است، چنانكه بدون هیچ گونه مصلحت اندیشی، دشمن حقیر را با خواری بر زمین كوفته است.
منطق بی نظیر امام(ع) دشمن سرسخت را آشفته ساخته و او عزم آن دارد كه انتقام همه خواری خود را یكجا از امام(ع) بستاند. آن هیمنه علوی قامت رسای زینب را برپا داشت تا بار دیگر ودیعه رسالت را حفظ نماید.(نفوس المهموم، ص 355)

 

ودیعه ای دیگر

ودیعه دیگر «عزت» خاندان رسالت است. مطالعه تاریخ به خوبی نشان می دهد یكی از نگرانیهای حضرت سیدالشهدا، وضعیت اهل بیت (ع) و كیفیت مواجهه آنها با مصیبتهای بعدی است.
از این رو، پس از شهادت قمر بنی هاشم(ع)، خواهر را به حضور خواست و در پیش روی وی همه زنان و دختران را به حفظ عزت و مرتبه ایمانی خود سفارش نمود.
برای بلا آماده شوید و هرگز كلامی كه از شأن شما بكاهد، بر زبان جاری نسازید. (منتخب التواریخ ص 294)
حافظ این عزت، زینب است. تجلیات این معنا در صحنه های پرشور سفر تاریخی شام نمایان است.

 

صبر

خداوند برای خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی، الگوهایی در عالم تعبیه فرموده كه هر كس در هر كجا با نظر به افق بلند الگو، بتواند خود را در مسیر جاذبیت آن قرار دهد و به طور مداوم و به عشق رسیدن به سرحد كمال تكاپو و تلاش نماید.
در این نگاه، دل دریایی زینب سخت طوفانی است و كلام جانگداز او در پاسخ عبیدا... ملعون از ژرفای غم او حكایت دارد:به راستی كه بزرگم را كشتی و شاخه ام را قطع كردی و ریشه ام را كندی، اگر این تو را شفا می دهد شفا بگیر ای پسر مرجانه (منهاج الدموع/ ص 370).
اینجا او به صبر نیاز دارد، زیرا تنها رسول توانای دیار ثارا... است. او صبر پیشه می كند و بعد بهترین كلام را بر زبان می راند، بهترین سكوت را عملی می سازد، بهترین نگاه، بهترین گریه، بهترین فریاد و بهترین مرثیه را شیوه خود می سازد.
این درس صبر زینب(س) است؛ نه آن كه در بایگانی عواطف خود از زینب صبور، سپید موی غصه داری بسازیم كه در گوشه تاریخ كز كرده و بر برادران و فرزندان... مویه می كند.
صبر زینب(س) یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در بحرانی ترین شرایط بهترین حجت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته كرده و عالمی را درس داده است.
زینب(س) بهترین الگوی مشاركتهای سیاسی و اجتماعی
زیبایی دین مبین اسلام پس از بیان گزاره های تام و تمام اخلاقی این است كه برای هر قشری از مردان و زنان و متناسب با شرایط مختلف زمانی و مكانی، الگوهایی از بین مردان و زنان ارائه نموده است.
الگوها كه همان شاخصهای دینی اند، در پیچ و خم زندگی انسانی قرار داشته و در عین اصطكاك با همه مناسبات و ملابسات زندگی فردی و اجتماعی بشر، توانسته اند نمادی از زندگی یك دیندار باشند.
از همه زیباتر، وجود الگوهایی عالی از بین زنان برای همه مردان و زنان و از بین مردان برای همه مردان و زنان است. زینب(س) یكی از آن شاخصها و الگوهاست.
در شرایطی كه حضور اجتماعی و سیاسی زنان و اشغال عرصه های عمومی توسط ایشان یكی از بحث انگیزترین مباحث دو سده اخیر است، زینب(س) همان كسی است كه كاملترین مدل را بدین منظور به زنان عالم پیشنهاد می كند.
خاصیت الگو این است كه نباید بر بام آسمان نشسته و از افق اندیشه و عمل آدمیان فاصله های طی ناشدنی داشته باشد. به راستی زینب(س) چگونه فاصله زمانی را در می نوردد و امروزه برای زنان مسلمان ایده حضور در اجتماع و سیاست را پی می ریزد؟
اگر او امروز بود و در بین ما و در شرایط ما می زیست، چگونه وظایفی را وظیفه خطیر سیاسی و اجتماعی خود می دانست و تحت چه شرایطی قافله ای را به سمت صلاح و سداد سالاری می نمود؟
عرصه حضور اجتماعی زینب(س) در زمانه خویش نه یك جماعت اندك و نه مردم یك شهر و آبادی كوچك، كه بخش عظیمی از بلاد اسلامی بود كه امروزه شامل چند كشور می شود. تدابیر سیاسی او نه تنگنای ریاست شورای یك شهر و یا مدیریت یك كشور، بلكه چنان پردامنه بود كه حكام و رؤسای ایالات مختلف اسلامی را منفعل ساخته و سیاست و تدبیر آنان را تحت الشعاع برنامه های ارشادی و آمرانه خود قرار داد.
این زینب(س) بود كه تمام اهداف دور و نزدیك آنان را به باد كلماتش سپرد تا نشانی از آنها نباشد. چنان در مقابل اوضاع مختلف روش مقتضی را اتخاذ می نمود كه هیچ كس نمی توانست پیش بینی كند، پس از یك گفته یا یك رفتار زینب(س) چه خواهد گفت و چه خواهد كرد؟
آری، او در همه صحنه های سیاسی و اجتماعی حاضر بود، اما حضوری كه عطر آن شمیم هدایت و روشنگری داشت و این حضوری است كه چنان جاودانه و ماندنی شده است و رسانه خبری عاشورا همه ساله و تا قیامت آن را باز می تاباند.
كدامین زن را می شود شناخت كه اخبار حضورش پژواكی چنان وسیع در تاریخ داشته باشد؟ افزون بر آنچه گذشت؛ مهمتر از حضور اجتماعی و سیاسی، اهداف و نحوه حضور است. البته، اهداف زینب(س) كه به بلندای نام انسانیت است، نیازی به توضیح ندارند. ولی روش او برای این حضور برای نسل امروز قابل ملاحظه و مطالعه است، آیا روش او دیگر كهنه شده است؟ آیا می توان آن روش را برای زنان آغازگر هزاره سوم دیكته نمود؟ آیا روش او ملاكهای ماندگاری دارد؟ در پاسخ به این سؤال، شاخصه های حركت حضرت را نام می بریم:

 

حضور زینب(س) آمیزه علم و حیا

مدلی كه تاریخ از حضور زینب(س) اخبار می كند، حاكی است كه او در اجتماع آمیزه ای از علم و حیا بود. آن چنان در صدفی از حیا حركت می كند كه به جز علم و فرهیختگی، او چیزی به مشاهده مردان نمی رسد.راویان از نقل تمام واقعه عاجزند، اما هر آنچه رخ داد این بود كه از لابه لای حركتهای احیاگر او حیا سرك می كشید و این آن چیزی است كه در كنار دانایی زینب(س) به شكار نگاه مردم درآمده است.
مدل اسلام برای حضور زن در عرصه عمومی همین است؛ یعنی زنان ما چنان گوهر عفاف خود را حفظ نمایند كه كلام و سكوتشان، حركت و سكونشان... حاكی از حیا و عفت باشد و از تمام ویژگیهای خود در اجتماع فقط علم و دانایی و هنر را به منصه ظهور برسانند.

حضور زینب(س) آمیزه شجاعت و تدبی

زینب(س) نه یك قهرمان متهور است كه بی باكانه رفتارهای مردانه از خود نشان دهد، بر ترك اسبی بنشیند و چكاچك شمشیرش دیگران را بلرزاند.
گاهی دیده می شود كه در راستای به وجود آوردن ادبیاتی كه هویت گمشده زنان را به آنان برگرداند و یا نقشهای مفرط جنسیتی را از آنان بستاند، بی سلیقگی می شود و حضوری برای زنان در صحنه های اجتماعی و سیاسی به تصویر كشیده می شود كه كمتر مردی هم جرأت عملی ساختن آن نقش را دارد. آری، اگر برای به دست آوردن این هویت و اتخاذ بهترین اسلوب از زلال وحی فاصله گرفتیم، یا در غوغای افراط خواهیم افتاد و یا در ورطه تفریط.
زینب(س) چنان شجاع و نترس است كه از گفتن كلمه حق نزد حاكم ستمگر ابایی ندارد. پس از حضرت سیدالشهدا(ع) اولین كسی است كه به میدان می رسد و آخرین كسی است كه در دشت بلاخیز كربلا سوار بر محمل می گردد. سپری است كه تازیانه ها بر جانش می نشیند، اما كلام او همه دشمنان را بیچاره كرده است. همه از عبیدا... می ترسند و عبیدا... از زینب(س)، عبیدا... و همه از یزید می ترسند و یزید از زینب(س)، ولی این شجاعت چنان تدبیر شده است كه در عین دلاوری هم جان او و هم جان همه خاندان و از همه مهمتر حریم امامت، تا برگشتن به مدینه حفظ می شود و اینها همه مدیون سایبان مستحكم تدبیر شجاعانه و شجاعت مدبرانه زینب(س) است.

 

یاتی معقول

از آنچه گذشت؛ نتیجه شد كه گاهی وظیفه اقتضا می كند زن مسلمان با حفظ تمام آنچه دنیای امروز نامش را محدودیت و قواعد دست و پاگیر می گذارد، وارد عرصه اجتماع گردد.
ضرب ویژگیهای فردی و رفتارهای شخصی زینب(س) در عناصر فعالیتهای اجتماعی ایشان نشان می دهد كه او در مسیر حیات معقول بهترین اندیشه، گفتار و رفتار را برای شركت در فرآیند هدایت، انسان پروری و تاریخ سازی انتخاب نمود.
گاهی خروشیدن و فریاد را و گاهی گریه و مویه را برمی گزیند، چنانچه گاهی فقط زنان را مخاطب قرار می داد و از همه لوازم برای جذب شنونده از اقشار مختلف زنان بهره می یافت. و گاهی زنان و مردانی را كه در راهی گرد آمده بودند، مخاطب قرار می داد و مسؤولیت فراموش شده را به خاطرشان باز می گرداند.
تأثیر نفوذ كلام او به گونه ای بود كه همه را جذب كرده و تحسین همگان را برمی انگیخت. هنر زینب(س) در تدابیرش، آگاه ساختن افراد جاهل، غیرتمند كردن عناصر آگاه ولی بی تفاوت، موافق ساختن مخالفان و یا به انزوا كشاندن و در انفعال قرار دادن آنها بود. همه این تلاشها در شرایطی صورت می گیرد كه گاهی همین خانمی كه در اوج شكوه و جلال است، فرزندزاده پیامبر و دارای سطوت علی و عظمت و وقار زهراست، وقتی وارد شام گردید، شأن او را مراعات ننمودند.
طبیعی است، مردمی كه از زمزم ولایت سیراب نگردیده اند، توفیق باریافتن به محضر عقیله بنی هاشم را درنیابند، ولی زینب(س) باید این مردم را آگاه سازد و خاطره شیرین همراهی با خاندان وحی را به ذائقه اینان بچشاند. این زینب است كه در مسجد اموی با تشكیل مجالس سوگواری چنان انقلابی به پا می كند كه وقتی این زنان را وداع می گوید، 400 زن از اشراف شامی و از پستوهای كاخهای اموی بی اعتنا و بلكه منزجر از خواست همسران خود، همانانی كه دستشان به خون حسین(ع) آلوده است، به بدرقه آمده اند و یكسره از بانوی خویش حلالیت می طلبند.

 

زینب و مقابله با تحریف حقایق

یكی از محورهایی كه بالاترین سرمایه گذاری را در تلاشهای مذبوحانه حكام به خود جلب نمود، تحریف عاشورا و عاشوراییان و مصادره وقایع به نفع ستمگران بود كه البته سخت در این مصاف ناكام ماندند.
مذاكرات زینب با عبیدا... و یزید، به خوبی نكته فوق را حكایت می كند. یكی از تحریفهای مهم كه از طرق مختلف تبلیغ می شد ، اسناد قضایا و شهادت حضرت ابی عبدا...(ع) به خداوند است.تفكرات اشعریگری در تحكیم اباطیل فكری كه به وسیله بنی امیه تشدید می گشت، بهترین اهرم فرهنگی برای توجیه جنایات بود. از طرف دیگر، پیدایش مكتب كلامی اشاعره در دوران بنی عباس در یك برهه، ریشه در توجیهات بنی امیه از حوادثی نظیر كربلا دارد.
در حالی كه دسته قابل توجهی از مسلمانان از فرهنگ علوی و اندیشه شیعی فاصله گرفته اند و بسیاری از صحابه و تابعین از هوش علمی برای تحلیل عقلانی قضایا بی بهره اند، رواج اندیشه جبریون در مسیر حكومتهای وقت مفید می افتاد.فرهنگ سازان جامعه كه طایفه بزرگی از جعل كنندگان احادیث بودند، بخشی از این تفكرات را به صورت فرهنگ عمومی در آوردند. بدیهی است، تا چنین فضای فرهنگی در بین مردم فراهم نشود، نمی توان به این راحتی دست را به خون پاكترین انسانهای روی زمین آلوده ساخت و از گزند واكنشهای مردم و یا حداقل سؤال اندیشه ورزان جامعه، خلاصی یافت.
بر این اساس بود كه هم عبیدا... و هم یزید در یك برنامه هماهنگ این فاجعه را به خواست الهی كه هیچ قدرتی را یارای مقاومت آن نبود، استناد داد و خواستند كه خود را در مقابل مردم و تاریخ تبرئه نمایند.
فقراتی از این گفتگوها كه دلالت بر مضامین فوق می كند، از این قرار است:زمانی كه عبیدا... متوجه حضور بی بی زینب كبری(س) در مجلس خود شد، این جمله را به زبان آورد:
«سپاس خدای را كه شما را مفتضح نمود و دروغتان را فاش كرد. و در مرتبه بعد تحریف خود را مستحكم ساخت؛ چگونه دیدی كار خدا و تقدیر او را نسبت به برادرت حسین؟»
حضرت زینب(س) در اینجا وظیفه ای در مقابل زمان خود و مردم آن دیار احساس می كند و وظیفه ای در تاریخ و وظیفه ای در مقابل اندیشه ناب دینی كه دامانش را از خرافه ها بپیراید.
شاید در افق اندیشه حضرت زینب(س) دو نكته اساسی وجود داشت كه بر اساس آن جواب خود را منعقد فرمودند یكی از اهداف عبیدا... تیره ساختن چهره اهل بیت(ع) است و دیگری اسناد واقعه به خداوند است.
بر این اساس، زینب كبری(س) هم در این مقام و هم در مقابل منازل و معابر كه فرصتی می یافت، بر تطهیر قافله اهل بیت(ع) از اتهامها تلاش وافر داشته و مداوم انتساب خود را بر حضرت ختمی مرتبت(ص) كه طبعاً مورد وفاق همه مردم آن روزگار بود، یادآور می شود. همچنان كه آیه تطهیر را مستمراً به خاطر آنان باز می گرداند و عظمت و پیراستگی خاندان وحی را یادآور می شود.
در مرتبه بعد، حضرت در جواب جمله دوم ابن زیاد، به یكی از عمیق ترین آموزه های قرآنی و اندیشه های كلامی اشاره می كند.
رابطه افعال آدمیان با مشیت و اراده الهی، خواه عمل صحیحی باشد خواه باطل، در حوزه قضا و قدر الهی تفسیر خاصی دارد كه فهم آن، خرد ورزان مسلمان را هم از ورطه جبر نجات می دهد و هم از دام تفویض می رهاند.
حال كه زینب و عقیله بنی هاشم سر رشته افاضه را به دست گرفته، آن روی سكه را می نماید. اگر عبیدا... اصرار دارد كه نقش خداوند را در غائله كربلا ببیند و دست خدا را مؤثر بداند، آگاه باشد كه دست خدا در كربلا نمایان بود. البته خدا حسین(ع) را طلبید و او ذبیح عطشان خداست. آن رشته نورانی كه كربلا و مصرع عشاق را به خداوند ربط می دهد، تمام زیباییهای كربلاست.
اما عبیدا... این رویه را نمی بیند و این تعاریف جدید را نمی فهمد.
نظیر همین سیاست مزورانه در شام نیز به دست یزید اجرا شد. یزید و تمام سپاهیانش را همچون وسیله بی جانی مسحور اراده خداوند وانمود كرد كه اگر حسین(ع) كشته شده، خدا او را كشت و اگر من امروز بر تخت شاهی جلوس كرده ام، خدا خواسته است.
حضرت زینب(س) در اینجا درنگ را جایز ندانسته و با كلامی بی نظیر او را بر تخت رسوایی اش ذوب نمودند.
ضعف، انفعال و بیچارگی واكنش یزید در مقابل كلام قاطع حضرتش كاملاً هویداست.
سكوت طولانی یزید پس از خطبه غرای زینب(س) و اظهار ندامت و پشیمانی او، بزرگترین شاهد پیروزی قهرمان میدان عقیله بنی هاشم بود.
حضرت زینب(س) در مسیر سفر و بخصوص در كوفه، چند اصل مهم را مورد نظر و تذكر قرار دادند:

الف) زنان و مسؤولیتهای اجتماعی

این فریاد زینب(س) است، وقتی صدای شیون زنان كوفه را می شنود:
ساكت باشید ای اهل كوفه، مردان شما ما را می كشند و زنان شما بر ما گریه می كنند؟ (بحارالانوار/ ج45/ ص115 )
مرحوم شیخ مفید در امالی از قول راوی جذلم بن سیتر، صحنه دردناك ورود اهل بیت(ع) را به تصویر می كشد. مدتی است مردم شاهد آذین بندی شهر هستند. وقتی اسرا وارد شهر شدند همه زنان به قصد تماشا آمده اند، ولی زینب(س) تماشاخانه زنان كوفه را به كلاس درس و دادگاه تاریخ بدل كرد. زینب كبری(س) از گریه زنان متعجب است؛ اگر مردان شما ما را كشتند، گریه شما برای چیست؟
توضیح كلام ایشان این است كه با گریه نمی توان این ننگ را شست. پس مسؤولیتهای اجتماعی شما زنان چه می شود؟ شما هم به اندازه مردانتان مقصرید.

 

ب) تفسیر حقیقت امامت

زینب(س) از عاشورا خبر می دهد ولی از باطن واقعه، بدترین جرم و فساد آن جرم و فسادی است كه آثار خود را به زودی از میان اجتماع جمع نمی كند، بلكه ابعاد آن زمان و مكان را درمی نوردد و دامان نسلها را می گیرد. كربلا زخم كاری بر پیكره اسلام بود كه عفونت جنایتهای انجام شده در آن تا مدتها این پیكر را بیمار نگهداشت.
بیماری كه از تیمار طبیب حاذق نیز تا مدتها كم بهره گشته و استتار تقیه امام و یارانش را پوشش داده بود.حسین(ع) متن ولایتی است كه زینب(س) شارح آن است. ایشان،امام را پناهگاه خوبان، مظهر قدرت وعلم امت و شاهراه هدایت معرفی می كند.

 

ج) مسلمانی بی خاصیت

مسلمانی فقط طریقت نیست، شریعت هم هست. ایمان باطنی بدون گردن گذاری به لوازم مسلمانی ایمان نیست. گرچه این ندا دیرزمانی بود كه بر گوش مسلمین خوانده می شد، ولی زینب(س) به مردم فهماند كه مسلمانی آن نیست.مسلمانی كه وظایف خطیر اجتماعی را بشناسد، بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم نخروشد، بر به غارت رفتن مواریث نبوت نشوبد، پاره سنگی بی خاصیت و گیاه بر مزبله است.چنان آدمیانی مانند سبزه زار بر زباله ها و یا نقره بر قبرستان هستند.انحصار و محدودیت دینداری در اعتقاد قلبی و بی توجهی به دستورات گرانبار بخصوص وظیفه خطیر امر به معروف و نهی از منكر و دفاع از اساس دین یعنی ولایت، بهترین بستر برای تاختن حكام و سلاطین ستمكار است.
بی جهت نیست كه رشد فزاینده صوفی گری را در عهد بنی العباس و پس از آن مشاهده می كنیم كه هر لحظه مسلمین را به شعایر دین بی میل كرده تا آنان نیز به نوبه خود به حكومت هر فاسقی تن دهند. آری، این گونه تصوف، افشانده همان روحیات است.تا مردم را نسبت به لوازم مسلمانی بی تفاوت نسازند و دیدگاه پلورالیستی نسبت به شریعت را ترویج نمایند. هر نااهلی نمی تواند حكومت دینی را به دست گیرد. ناگزیر باید تفكرات مختلف را به عنوان اندیشه دینی و اشخاص متفاوت را به عنوان شخصیتهای دینی ولو در وجهه خلیفه مسلمین به رسمیت شناخت تا علی و امام مجتبی و سید الشهدا(ع) و سلاله او در حد شهروندی جامعه تنزل كنند و آن گاه بتوان به راحتی بر روی آنان تیغ كشید.
و چنین بود كه زیركی حضرت زینب(س) كه از زلال علم لدنی سرچشمه گرفته بود، حادثه كربلا را در جریان واقعیتها و حقیقتها به حركت انداخت و آن را یك استثنا در طول تاریخ بشریت قرار داد و این ما هستیم كه همه ساله به دعوت او در كوثر حسینی، خود را تطهیر می سازیم.





مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا