تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - حماسه سرای عاشورا

حماسه سرای عاشورا
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : شنبه 25 مهر 1394

حماسه سرای عاشورا
نویسنده: صدیقه درویش زاده
در آن سالها كه گلشن امامت علی مرتضی، تحت مراقبتها و حمایتهای بی دریغ خاتم رسولان بود، و دامن پرعاطفه و قدمهای پر بركت سید انبیا(ص) هر روز بر صحن و سرای بوستان علوی مرتضی(ع) می سود، درست در پاكترین بیت خدا و پاكیزه ترین مأمن ولا، و در طلیعه فرخنده پنجمین روز از ماه جمادی الاول، گل وجود زینب سر از گلشن رسالت برآورد. و این عبیر بهشت بود كه نكهت جنان را بر شاخسار همیشه بهار ایمان و سرای عظیم ترین مرد قرآن می نشانید.
گلشنی كه قامت با صلابت امیر ایمان بر ساحت اقدسش می درخشید و عطر وجود فاطمة الزهرا از حریم الهی اش می تراوید.
و زینب كه خود از تبار پاكیها بود، در پاكترین مهد خدا رویید و در دامن بهترین برگزیدگان او و اصحاب شریف كسا(ع) بالید. چون سه روز از ولادت عطیه بهشتی فاطمه می گذشت؛ رسول خدا كه در سفر بود، عزم مراجعت نموده و از سفر باز می گردد. و چون میوه معطر دامن زهرای اطهرش را می بیند، ابتدا او را به آغوش كشیده و بر سینه جان گرامی می فشارد و آنگاه رخسار ملكوتی را به سیلاب روان شده از شط دیدگان می سپارد. چون فاطمه تاب بر نظاره چشمان اشك اندود پدر نمی آورد و به جستجوی علت، می آید، رسول(ص) در پاسخش چنین می فرماید كه دخترم ! این كودك قرار است بعد از من و تو به مصائب وسیعه و امتحانات عدیده، آزموده شود. آنگاه دستان الهی را به دامن عرش كبریائی اش می آویزد و افلاك را در نامگذاریش به مساعدت طلبیده،خود گوش به زنگ سروش آسمان می شود، اینجاست كه می گویند، پیكی از جانب سبحان، نام نیك زاده امیر ایمان را از لوح محفوظ آسمان به جانب رسول رحمان آورد. و او لاله وش زهرائی اش را «زینب» نامید.
زینب یعنی زینت جان امیر عرب، یعنی انیس تنهایی های مادرش زهرا، یعنی نازپرورده دامن رسول خدا، اسوه وفا، دارای منزلتی عظیم و والا، زینب یعنی دامنی از عطوفت خدا كه گسترانیده شده بر حریم آل ا... . یعنی صاحب سجایای ستودنی و القاب نیكو و پر معنی مانند: عالمه، عامله، زاهده، فاضله، فهیمه، وحیده، صدیقة الصغری، نائبة الزهرا، ملیكة النساء، شریكة الشهداء و بسیار القاب شریف دیگر كه هر یك خود شاهدی عینی بر زندگانی مشحون به رشادت و شجاعت این رشیده نینوا و نور دیده مرتضی(ع) می باشند. زیرا صابره محتسبه علی، چون به چهارمین بهار رویش خود رسید، مأمن عطوفت دنیا، رسول مهربانیها، دامن از بوستان علی مرتضی كشانید. خزان عمر شریف رحمة للعالمین، رسول پاك و امین، بر لاله درون زینب داغی جگر سوز نشانید. هنوز شراره های این داغ بر جگرش بود كه با سفاكی كفر طینتان در پرپر نمودن عزیزترین پاره جان، روبه رو شد. رویا رو شدنی بسیار صعب و مشكل بود، آن چنان كه می توانست كمر كوه قامتان را به زبونی بفرساید. اما می بینیم كه شانه های عقیله خردسال هاشمی تبار، با همه این محنت روزگار كنار می آید و آنها را در كوره صبر جمیل ذوب می نماید و بر جان شیدا شده خود می نشاند.
گرچه عالمه بی معلم زمان است، اما خوشه چین خرمن نیك ترین آموزگاران بشریت و الگوهای فضایل انسانیت نیز هست. زیرا از همان روزهای نخست بعد از رحلت رسول خدا، بوضوح می بیند كه مادرش زهرا، یكه و تنها ایستاده و از وصایت مصطفی(ص) بر ولایت مرتضی(ع) دفاع می كند. انگار روی سخن زهرا(س) با نوگل دامنش نیز بود كه در این صحنه ها آهنین و آبدیده اش می نمود و بر صلابت و استواریش می افزود. زیرا زینب خردسال بعد از مادر، باید جرعه نوش صبر جمیل از جام امیر صابران و مولای عاشقان شود. در ظلمتی، 25 ساله كه مولای شیعیان، عزلت نشین جهل بی خردان شد، زینب همگام و همدوش پدر، مانند همان چاه صبوری اش بود. حتی این روزهای آخر، رخسار زرد فام حیدر را، در خضاب خون شده، ازشكاف سر نیز دید و فقط آرام و در سكوت، شمع جان از روزن دیده می رهانید. زیرا اگر پرده های طاقت خود می درانید، ناله های سوزناكش، چون سوهان بر طاقت حسنین می سایید. و اصلاً در آیین حیدر، هم چنین مرسوم نبود. و دیگر اینكه اینها تمام مصائب زینب نبود.
هنوز قرار است كه تپش جان برادر را در جام زهراگین خدعه ببیند و لبان سبز فام او را در پرواز جانش به نظاره بنشیند. باید همراه مظلوم كربلا، پای بر مغیلان دشت بلا بگذارد. رأس بریده حسینش را بر نیزه جفا و سرخ فامی دشت نینوا را به خون سالار شهدا ببیند. او نیك دریافته بود كه صفحات مبارك عمر شریفش چون شكنج ورقهای غنچه، با صبوری گره خورده است. و دانست كه باید رازدار خدا در مصائب خاندان ولا باشد. شاید هم از همین رو بود كه چون پسر عموی بزرگوارش عبدا... ابن جعفر طیار بر در خانه علی(ع) ایستاد و با دنیایی از حجب و حیا، محبوبه مصطفی(ص) را از شیر خدا طلب نمود، زینب(س) شرط همراهی اش با حسین(ع) را در تمام هجرتها، بر لوح آسمانی پیوند روحانی اش می نگارد و او كه شرافت پیشه اش بود و شجاعت ریشه اش و سخاوت تمام اندیشه اش، مردانه، شرط ایمانی زینب(س) را بر دیده منت می نهد و تاج همسری زینت خانه علی(ع) را بر سر. كه البته حاصل این عقد الهی، پاك نهادانی شدند چون علی زینبی، عون، محمد، عباس و ام كلثوم(ع). عون و محمد در ماجرای كربلا، جرعه نوش جام بقا شدند و زینب(س) شیدایی دشت بلا كه دیگر ام الشهدا نیز شده است، با كاروان اسرا می رود تا حماسه سرای عاشورا شود.
زیرا زینب(س) شعبه ای از فصاحت و بلاغت امیر ایمان را در خانه پر تپش جان دارد. آن سان كه خطابه مولایش در كوفه، سنگ وجود كوفیان می شكافد و شرم ندامت بر جان بی وجودشان می نشاند، به نحوی كه انگشت حیرت به دهان گرفته مات و مبهوت می مانند كه این رشیده عقیله كیست ؟ «به خدا قسم زبان سخنور علی به كام دارد» !!نه تنها كوفیان كه حتی حاكم بظاهر مقتدر شام را نیز به عجز و لابه ای زبونانه می كشاند، آنجا كه پیشینه تاریك بردگی و جگر خوارگی اجدادیشان را بر خیرگی نگاهشان می نشاند. زینب نه تنها در میدان فصاحت چنین فروزان و منیر می تابد، كه از لحاظ ایمان هم آن چنان كه سطور پاك حیاتش فریاد می كنند، او سرآمد زمان و نخبه دوران است. انگار ملكوت آسمان در قلب مطهر و روان روحانی اش منزل گسترانیده است كه امواج فتن روزگار و حتی محنتهای بیشمار هم نمی تواند موجی بر ملكوت رخسارش بنشاند. چنان جرعه های صبر جمیل بر مصائب كبیر می فشاند كه دیگر كویر سختیهای دنیا برایش بهار معرفت خدا می شود. مثلاً در همان بیابان نینوا كه در نهایت مصیبت و ابتلاست، باز بر فراز معرفتی بی انتها نیز می بینیمش. زیرا با وجودی كه حضور برادر را در كنار خود بسیار مغتنم می داند و از فقدانش بسیار حذر دارد، اما جنازه پاره پاره او را در گودال قتلگاه، چون شاه بیتی عارفانه، عاشقانه و جاودانه در راستای تحقق هدف غائی آفرینش و كمال انسانیت می خواند. به نحوی كه در وصفش جمله تاریخی «ما رأیت الا جمیلا » نیز می سراید. این اوج عظمت انسانی و آخرین نقطه بصیرت روحانی ست و بیان می دارد كه زینب(س) دریا شده، در عظمتی لایتناهیست. و حیات شریفش سرشار از سطور پاك خدایی، معرفت كبریایی و عرفان متعالیست. صبوره نینوا حدود یكسال و نیم بعد از واقعه جانسوز كربلا و با پشت سر گذاشتن مصائب عظیم عاشورا، مرغ جان از محبس تن رهانید و جان گرامی به جانانه بازگردانید.
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
كربلا در كربلا می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح داد خواهی بی سوار و بی لگام
در بیابانها رها می ماند اگر زینب نبود.
منبع: قدس





مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا