تبلیغات
پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها - زینب(س) ؛ نماد شهامت و شكیبایی

زینب(س) ؛ نماد شهامت و شكیبایی
نویسنده : رحمان نجفی
تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393

زینب(س) ؛ نماد شهامت و شكیبایی
نویسنده:فاطمه مروت
 

جایگاه شهید و شهادت و مفهوم شهادت طلبی

به مقوله شهید، شهادت و شهادت طلبی در اسلام ناب محمدی(ص) اهمیت بسیاری داده شده است. شهید و شهادت دارای جایگاه ویژه ای نزد خداوند می باشند و شهادت به عنوان مهمترین اعمال و بالاترین مراحل تكامل عملی، معرفی گردیده است. پیامبر اكرم (ص) می فرمایند: "بالاتر از هر نیكوكاری، نیكوكاری دیگری است، تا آن گاه كه مرد در راه خدا شهید شود، همین كه در راه خدا شهید شد بالاتر از آن نیكوكاری نیست."(1) همچنین حضرت علی(ع) در هنگام ضربت خوردن می فرمایند: "سوگند به خدای كعبه كه رستگار شدم." یعنی شهادت را مایه رستگاری می دانند.خداوند متعال در قرآن كریم می فرمایند: "كسانی را كه در راه خدا كشته شده اند مرده مپندار، بلكه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان به ایشان روزی می دهند." (2)
این است كه وقتی شهید، پس از شهادت كرامت و عنایت خداوند را مشاهده می كند، دوست دارد دوباره به دنیا برگردد و دوباره در راه خدا بجنگد و بار دیگر كشته شود.بنابراین، می توان گفت تنها مرحله ای از تكامل كه انسان با رسیدن به آن به رستگاری و سعادت جاوید خویش یقین پیدا می كند، مرحله شهادت در راه خداست.فضایل ذكر شده درباره شهید و شهادت، موجب ایجاد روحیه شهادت طلبی در بین مسلمانان می گردد. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: "هر كه صادقانه از خداوند شهادت را مسألت كند و خداوند او را به منزلتهای شهیدان برساند، هر چند در بستر خود بمیرد."(3) و یا اینكه امام علی(ع) در خطبه 156 نهج البلاغه می فرمایند: "گفتم: ای رسول خدا! مگر جز این است كه در روز "احد" كه گروهی از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودی: "ای علی! مژده باد تو را كه شهادت در پی تو خواهد آمد. پیامبر(ص) به من فرمود: همانا این بشارت تحقق می پذیرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است؟ گفتم: ای رسول خدا! چنین موردی جای صبر و شكیبایی نیست بلكه جای مژده شنیدن و شكرگزاری است." (4)
در معنای شهادت طلبی می توان گفت، شخص با اینكه می داند در جنگ كشته می شود، باز هم در جنگ شركت كند و همین منشأ قداست شهادت است؛ زیرا شهادت 2 ركن دارد؛ اول اینكه: در راه خدا باشد؛ یعنی هدف مقدس بوده و انسان بخواهد خود را فدای هدف كند و دیگر اینكه آگاهانه صورت گرفته باشد و شهادت به حكم اینكه عملی آگاهانه است و اختیاری و در راه هدف مقدس و از هر گونه انگیزه خودگرایانه منزه و مبراست، تحسین انگیز و افتخارآمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود و در میان انواع مرگها، تنها این نوع از مرگ است كه از حیات و زندگی، برتر و مقدس تر و عظیم تر و باافتخارتر است.
نمونه تاریخی این مطلب، یاران باوفای امام حسین(ع) می باشند، با آنكه آن حضرت در شب عاشورا خطاب به یاران خویش فرمود: "هر كه می خواهد برود و هر كس می خواهد بماند، البته هر كس ماند فردا شهید می شود." عده ای رفتند و عده ای كه طعم شیرین شربت شهادت را خداوند به آنها قبل از شهید شدنشان چشانده بود، ایستادند و مقاومت كرده و سپس به درجه رفیع شهادت نایل شدند.خاندان رسالت همیشه به عنوان الگوهای برتر شهادت طلبی مطرح می باشند و حضرت زینب(س) نیز به عنوان پیام آور كربلا، الگوی شهادت طلبی هر زن و مرد مسلمانی می باشد.

شهادت طلبی حضرت زینب كبری(سلام الله علیها)

حضرت زینب(س) در خانواده وحی متولد شد. پدر بزرگوارش حضرت علی(ع) شجاع ترین مردان در صحنه نبرد و پیروز همیشه میدان بود و مادرش حضرت زهرا(س) نیز شجاعت را به كمال دارا بود. امام علی(ع) نه تنها آرزوی شهادت داشت بلكه از اینكه در جنگ احد به شهادت نرسید، ناراحت بود، كه با مژده رسول خدا(ص) به او، شكرگزاری كرد و سرانجام در 21 رمضان سال چهلم هجری به آرزوی دیرینه خود نایل گشت.
حضرت زهرا(س) نیز در هنگام دفاع از موضع ولایت، در حالی كه هنوز بانویی جوان بود، به شهادت رسید.آری! حضرت زینب(س) دختر علی و فاطمه(س) است و مسلماً صفات و ویژگیهای این دو معصوم را به ارث خواهد برد.او از كودكی با شهادت آشنا گشت. قطعاً این انس به شهادت، ریشه شهادت طلبی این بانوی مكرمه است و به همین دلیل در محرم سال شصت هجری، با كاروان شهادت همراه گردید، هر چند این همراهی به شهادت ایشان منجر نگردید، لكن در جایگاههای مختلف آمادگی خود را برای كشته شدن در راه خدا اظهار داشت."در مجلس ابن زیاد، عبیدا...بن زیاد، متوجه حضرت علی بن الحسین(ع) شد و گفت: این مرد كیست؟ گفتند: علی بن الحسین. گفت: مگر علی بن الحسین را خدا نكشت؟!
حضرت فرمود: من برادری داشتم كه نام او نیز علی بن الحسین بود و مردم ظالم او را كشتند. گفت: بلكه خدا او را كشت! حضرت فرمود: خداوند، جانها را به هنگام مرگشان می گیرد. ابن زیاد گفت: آیا تو جرأت داری كه به من جواب بدهی؟! او را ببرید و گردنش را بزنید! عمه اش زینب(س) شنید و فرمود: ای پسر زیاد! تو كسی را از ما باقی نگذاشتی، اگر قصد كشتن او را داری، مرا نیز با او بكش."
حضرت زینب(س) در این مجلس و در مواضع دیگری با جرأت و شجاعتی كه به ارث برده بود، همچون مادرش از مقام"ولایت" دفاع نمود، بدون اینكه از شهادت در راه خدا واهمه ای داشته باشد.پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاه عمرسعد برای غارت خیمه های اهل بیت(ع) هجوم بردند. گروهی از آنان به امام سجاد(ع) رسیدند. امام(ع) در آن حال از شدت ضعف و بیماری نمی توانست از جای خود برخیزد. وقتی سپاه عمرسعد به امام سجاد(ع) رسید، یكی فریاد برآورد: به صغیر و كبیر آنها رحم نكنید و احدی از آنان را باقی نگذارید! دیگری گفت: شتاب نكنید تا با امیر عمر سعد در این باره مشورت كنیم! شمر شمشیر كشید و قصد جان امام(ع) را نمود. حمیدبن مسلم گفت: یا سبحان ا...! آیا كودكان كشته می شوند؟ همانا او كودكی مریض است! شمر گفت: ابن زیاد دستور كشتن فرزندان حسین را صادر كرده است.
حضرت زینب(س) با مشاهده این منظره به امام سجاد(ع) نزدیك شد و گفت: او كشته نخواهد شد تا من در دفاع از او كشته شوم.
سخن حضرت زینب(س) سبب شد تا عمرسعد شمر را از تصمیم خود منصرف سازد.(5)
هر چند حضرت زینب(س) همراه سایر شهدا به شهادت نرسید(كه البته از مهمترین دلایل آن می توان به پیام رسانی عاشورا، دفاع از جان بازماندگان خاندان حسین(ع) و سرپرستی كاروان اسیران اشاره نمود)، لكن در راه حفظ دین خدا از همه چیز گذشت و مصایب زیادی را تحمل نمود و به جرأت می توان گفت در خاندان شهیدان كربلا از نظر تعداد بستگان شهید، الگوست.

1- فرزند شهید

حضرت زهرا(س) مدتی بعد از رحلت رسول اكرم(ص) بنا بر روایات مشهور در سن هجده سالگی و حضرت علی(ع) نیز در سال 40 هجری به شهادت رسیدند. زینب(س) در زمانی كه نیاز به محبت مادر و پدر داشت، از این موهبت الهی محروم گشت؛ لكن به دلیل تعلیمات وحیانی و تربیت الهی، با ارزش و جایگاه والای شهید و شهادت آشنایی داشت و لذا این مصایب برای او قابل تحمل بود.

2- خواهر شهید

قبل از واقعه عاشورا پس از شهادت پدر و مادر، معصوم سوم و پیشوای دوم شیعیان، امام حسن مجتبی(ع) در سال پنجاهم هجری به شهادت رسید.
امام حسن مجتبی(ع) بر اثر زهر به شدت در رنج بود. نیمه های شب، امام حسن(ع) كه دیگر نمی توانست درد را تحمل كند، یگانه مونس و غمخوارش، حضرت زینب(س) را صدا زد. زینب(س) برخاست و به بالین برادر آمد و او را به گونه ای دید كه چون مارگزیده به خود می پیچد. احوال او را پرسید. امام حسن(ع) فرمود: خواهرم! برو برادرم حسین(ع) را خبر كن و به این جا بیاور. زینب(س) نیز به خانه برادرش حسین(ع) شتافت و ماجرا را به او گفت و او را به بالین برادر آورد. سرانجام زینب(س) با شهادت برادرش امام حسن مجتبی(ع) مواجه شد، و این پایان ماجرا نبود.
بعد از آن در واقعه كربلا، برادران خود عبدا...، جعفر، عثمان، حضرت ابوالفضل العباس بن علی، فرزندان ام البنین و جعفربن علی، عثمان بن علی و ابوبكر بن علی و در رأس همه آنها سید الشهداء، امام حسین(ع) را از دست داد و همگی به درجه رفیع شهادت نایل گشتند.
"هنگامی كه زینب(س) برادرش حسین(ع) را دید كه تنها از كنار نهر علقمه باز می گردد، با خواهران دیگر با صدای جانسوز فریاد زد: وااخاه! واعباساه! و... زینب(س) به امام حسین(ع)عرض كرد: چرا برادرم عباس را با خود نیاوردی؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: خواهرم، با هر چه خواستم بدن برادرم را بیاورم دیدم به قدری اعضای بدنش بر اثر زخمها از همدیگرگسیخته بود كه نتوانستم، آن را حركت دهم.
زینب(س) گفتار فوق را به زبان می آورد و می گریست، از جمله می گفت: "آه! از كمی یاور و فقدان برادر!" امام حسین(ع) فرمود: "آری! آه از فقدان برادر و شكستن كمر!" (6)
همچنین پس از شهادت امام حسین(ع) حضرت زینب(س) بر بالین برادر حاضر گشت و فرمود: "ای محمد! ای كسی كه آفریننده و اختیاردار آسمان بر تو درود می فرستد، این است حسین كه پیكر برهنه اش به خون آغشته و اعضایش از هم جدا شده است... این حسین است كه سرش را از قفا بریده اند و عمامه و ردای او را از بدن شریفش بیرون كشیده و به غارت برده اند." (7)
در برخی روایات آمده است كه وقتی زینب(س) كنار جسد برادر آمد، توقف كرد و با خلوصی خاص متوجه خدا گردید و عرض كرد: "خدایا این اندك قربانی را از ما قبول كن" (8) همچنین روایت شده است، در مجلس ابن زیاد حضرت زینب(س) به طور ناشناس در گوشه ای نشسته بود. ابن زیاد پرسید: این زن كیست؟ گفتند: زینب دختر علی است. وی رو به زینب(س) كرده و گفت: "سپاس خدای را كه شما را رسوا كرد و دروغتان را آشكار نمود."
حضرت زینب(س) فرمود: جز این نیست كه فاسق و زشتكار رسوا می شود و نابكار و فاجر دروغ می گوید و از غیر از ماست. ابن زیاد گفت: كار خدا را با برادرت و اهل بیت خود چگونه دیدی؟ زینب(س) فرمود: "چیزی جز خوبی و زیبایی ندیدم." (9)
این جمله به خوبی بیانگر اندیشه، تفكر و دیدگاه حضرت زینب(س) در خصوص شهادت می باشد. همین دیدگاه باعث شده است كه ایشان در همه مصائب صبر پیشه كنند.

3- مادر شهید

حضرت زینب(س) علاوه بر مواجهه با شهادت برادران، در راه دفاع از اسلام، فرزندان خود را نیز به عنوان یاور برادر به میدان نبرد فرستاد. آنها نیز پس از اینكه شجاعانه به مبارزه پرداختند، به شهادت رسیدند.
"روز عاشورا، حضرت زینب(س) لباس نو بر تن عون و محمد(فرزندان خود) كرد و آنها را از گرد و غبار پاكیزه نمود و شمشیر به دستشان داد و آماده شهادت ساخت. سپس آن دو را به حضور برادرش حسین(ع) آورد و اجازه خواست كه آنها به میدان بروند. امام حسین(ع) نخست اجازه نمی داد، حتی فرمود: شاید همسرت عبدا... خشنود نباشد، زینب(س) عرض كرد: چنین نیست، بلكه همسرم بخصوص به من سفارش كرد كه اگر كار به جنگ كشید، پسرانم جلوتر از پسران برادرت به میدان بروند.
زینب(س) بیشتر اصرار كرد. سرانجام امام اجازه داد. عمرسعد گفت: این خواهر عجب محبتی به برادرش دارد كه دو نور دیده اش را به میدان فرستاده است. آن دو برادر به جنگ پرداختند. سرانجام محمد به شهادت رسید. عون كنار بدن گلگون محمد آمد و گفت: برادرم شتاب مكن، به زودی من نیز به تو می پیوندم، عون نیز جنگید تا به شهادت رسید. امام حسین(ع) پیكر پاك آن دو نوجوان را به بغل گرفت و در حالی كه پاهایشان به زمین كشیده می شد، آنها را به سوی خیمه آورد. عجیب اینكه بانوان به استقبال جنازه های آنها آمدند. همیشه زینب(س) در پیشاپیش بانوان بود، ولی این بار زینب(س) دیده نمی شد. او از خیمه بیرون نیامده بود تا مبادا چشمش به پیكرهای به خون تپیده پسرانش بیفتد و بی تابی كند و از پاداشش كم شود و شاید از این رو كه مبادا برادرش او را در این حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده یا بی جواب بماند. زینب(س) در این هنگام بیرون نیامد."(10)
نحوه برخورد فرزندان حضرت زینب(س) و دیدگاه ایشان نسبت به مسأله مبارزه در راه خدا و كشته شدن برای حفظ دین، كاملاً بیانگر تربیت شهادت، محور حضرت زینب(س) می باشد؛ یعنی روحیه شهادت طلبی حضرت زینب(س) به عنوان مادر، در فرزندان ایشان نیز تأثیر گذاشته است، به طوری كه عون در كنار پیكر برادر می گوید: برادرم شتاب مكن، به زودی من نیز به تو می پیوندم. یعنی شهادت در راه خدا و در صف یاران امام حسین(ع) را همچون مادرشان، افتخار می دانند.

4- عمه شهیدان

در ماجرای كربلا،عده زیادی از خاندان امام حسین(ع) به شهادت رسیدند. فرزندان امام حسن(ع) به نامهای قاسم، عبدا...، ابوبكر و فرزندان امام حسین(ع) به نامهای علی اكبر و علی اصغر نیز همچون سایر شهدا با آگاهی، شناخت، اندیشه و آرمان و اراده به شهادت رسیدند.
روایت شده است پس از شهادت حضرت علی اكبر، حضرت زینب(س) زودتر از برادرش حسین(ع) به بالین علی اكبر رفت، زیرا می دانست كه امام(ع) علاقه زیادی به علی اكبر(ع) دارد. اگر او را كشته ببیند، ممكن است روح از بدنش مفارقت نماید. از این رو زینب(س) با این عمل خویش، مثل همیشه امام(ع) را تنها نگذاشت.(11)
البته در روایت دیگری نیز نقل شده است: همین كه صدای وداع علی اكبر به گوش پدر رسید، به سرعت خود را به او رسانید و او را در حالی كه بدنش قطعه قطعه شده بود (جای سالمی در بدن نداشت) دید. صدا زد: "خدا بكشد مردمی را كه تو را كشتند، چقدر نسبت به هتك احترام رسول خدا(ص) جسور شده اند! و با چشمانی پر از اشك فرمود: "علی جان! بعد از تو خاك بر سر دنیا باد!"
حمیدبن مسلم می گوید: در همین حال دیدم زنی سراسیمه از خیمه ها خارج شد و فریاد می كشید: واحبیباه! یابن اخیاه. دوان دوان به طرف قتلگاه می آمد، پرسیدم: این زن كیست؟ گفتند: زینب دختر علی بن ابیطالب (دختر فاطمه بنت رسول ا...) است. آمد و خود را روی نعش علی اكبر انداخت. حسین(ع) دست او را گرفت و به خیمه برگردانید، دوباره به كنار نعش علی اكبر آمد و فرمود: "جوانان بنی هاشم، بیایید و برادرتان را به خیمه ها ببرید." سپس علی اكبر را به خیمه شهدا بردند. (12)
بنابراین، با مقایسه روایتهایی كه در مورد شهادت فرزندان حضرت زینب(س) و فرزند برادرش نقل شده است، میزان محبت حضرت زینب(س) نسبت به امام حسین(ع) روشن تر می گردد و همین محبت بی شائبه، موجب همراهی او با كاروان حسین(ع) و شراكتش با امام حسین(ع) در جریان كربلا و مصائب و شداید آن و ابقای دین مبین اسلام است؛ چنانكه او را "شریكة الحسین"(13) می نامند.
پس از پایان یافتن واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) رسالت خطیر و سنگین زینب كبری(س) آغاز شد. او در سخت ترین شرایط جسمی و روحی، بزرگترین و خطیرترین مسؤولیتها را برعهده گرفت. تصور عظمت و بزرگی كاری كه زینب(س) انجام داد، هر انسان منصف و حق جویی را در برابر شخصیت و بزرگی این بانوی باعظمت، به كرنش و تحسین و ستایش وا می دارد.
حضرت زینب(س) پس از واقعه عاشورا، سه وظیفه مهم بر عهده داشت:

حفظ جان امام سجاد(ع) و دفاع از ایشان در مقابل تعرضات:

حمایت و دفاع از زنان و كودكان

با توجه به اینكه مدتی از بازگشت اسرا از میدان نبرد می گذشت و آنها، عزیزترین افراد خود را در مقابل دیدگان به فجیع ترین شكل ممكن از دست داده بودند و در میان دشمنان بی رحم و درنده خو قرار داشتند و همچنین از نظر امكانات و آب، غذا و... از حداقل امكانات برخوردار بودند، نیازمند حمایت شخصی قوی، نیرومند و شجاع بودند تا آنها را تسلی دهد.
از آن جا كه امام سجاد(ع) در آن زمان بیمار بودند، وظیفه اصلی حمایت از اسیران ( كه اكثراً زنان و كودكان بودند) بر عهده حضرت زینب(س) بود، و او به خوبی از عهده این مسؤولیت خطیر برآمد، زیرا از كودكی و خردسالی از پدر و مادر خود نحوه رویارویی با مشكلات را آموخته بود.
هنگامی كه سپاه عمرسعد خیمه ها را آتش زد و با بدترین شیوه هر چه زیورآلات و لباس و وسایل داشتند غارت نمود، حضرت زینب(س) با مشورت امام سجاد(ع) به آنها فرمود فرار كنند و پس از فرو نشستن آتش، زینب كبری(س) برای جمع آوری كودكان به جست و جو در بیابانهای اطراف پرداخت. او در بیابانهای اطراف می گشت و یكایك زنان و كودكان را پیدا می كرد و گرد هم جمع می نمود.

دفاع از فاطمه دختر امام حسین(ع)

"در مجلس یزید در شام، مردی از اهل شام، متوجه فاطمه دختر امام حسین(ع) شد و به یزید گفت: این كنیز را به من ببخش! فاطمه با شنیدن این سخن، در حالی كه به شدت می لرزید، خود را به عمه اش زینب(س) رسانید و گفت: یتیم شدم، كنیز هم بشوم؟ زینب(س) با شهامت كامل رو به مرد شامی كرد و گفت: به خدا دروغ می گویی و رسوا شدی! نه تو و نه یزید هیچ كدام قدرت به كنیزی بردن این دختر را ندارید! یزید با شنیدن این سخن به خشم آمد و گفت: به خدا دروغ می گویید. من چنین قدرتی را دارم و اگر بخواهم انجام می دهم. زینب(س) گفت: چنین نیست، به خدا سوگند! خداوند چنین حقی را به تو نداده است مگر اینكه از دین ما خارج شوی و آیین دیگری را بپذیری.
در این هنگام، یزید بسیار خشمگین شد؛ لكن وقتی مرد شامی متوجه شد این دختر فرزند امام حسین(ع) است، بسیار ناراحت شد و گفت: خداوند تو را لعنت كند ای یزید! عترت پیامبر(ص) را می كشی و فرزندان او را اسیر می كنی؟ آنگاه یزید دستور داد گردن او را بزنند."

پیام رسانی خون شهدا و بیدارگری و آگاهی بخشی

پیام شهیدان برای ابدیت در تاریخ حیات بشری باید حفظ می شد. عاشورا حادثه ای ساده و گذرا نبود، زیرا برای جاودانگی و حفاظت دین مبین اسلام پدید آمد و برای تحقق این رسالت باید عاشورا از یك حادثه به یك فرهنگ تبدیل می شد؛ فرهنگی كه تا اعماق زندگی فردی و اجتماعی انسانها تا ابد نفوذ كند. حفظ و زنده نگهداشتن عاشورا بدین دلیل اهمیت داشت كه اولاً عاشورا و عبرتهای آن به فراموشی سپرده نشود، ثانیاً این جریان عظیم، تحریف نگردد و ثالثاً به مردم یادآور شوند كه در راه حفظ دین خدا باید از جان خود و خانواده گذشت. همان گونه كه سیدالشهدا(ع)، جهت شركت در جنگی كه انتهای آن معلوم و مبرهن بود، خانواده خود را راهی نمود.
حضرت زینب(س) به خوبی این رسالت را انجام داد و در كاروان اسرا، با سخنرانیهای قرای خویش در مجامع مختلف و افشای چهره حكومت وقت و پس از آن با برپایی مراسم مختلف عزاداری و گریه بر شهدای كربلا، تصویر این حادثه را در اذهان مردم ترسیم نمودند.

سركشی از بازماندگان شهیدان كربلا

"زینب كبری(س) در دوران رهبری كاروان آزادگان سرافراز انقلاب عاشورا، از كربلا تا به كوفه و پس از آن تا شام و سپس تا مدینه از بازماندگان شهیدان كربلا سرپرستی و پرستاری و سركشی می كرد و سنگ صبور آنان و پناهگاه كودكان و زنان بود و با تمام توان و نیروی خویش به آنان كمك می نمود و آنان را دلداری می داد و مشكلاتشان را برطرف می نمود و به سلامتی، پوشیدگی، رفع گرسنگی و تشنگی آنان توجه ویژه و تأكید داشت و سرانجام مبارزان و آزادگان همراه انقلاب حسینی را به وطن خویش بازگرداند. علاوه بر آنچه ذكر شد، در مدینه نیز بازماندگان و بستگان شهیدان كربلا را فراموش نكرد و غمخوار و مددكار و یاور آنان ماند.
زینب(س) هنگامی كه از كربلا به مدینه بازگشت، به ملاقات و دیدار ام البنین، مادر چهار شهید بزرگوار كربلا، عباس، جعفر، عبدا... و عثمان شتافت و پس از آن هم تا زنده بود همواره روزهای عید نیز از وی دیدار می كرد." (14)
مطلب مهم و قابل توجهی كه از مجموع مطالب ذكر شده به دست می آید این است كه حضرت زینب(س) به خاطر پرورش یافتن در خاندان وحی و آگاهی از قدر و منزلت شهید و شهادت و همچنین جایگاه و ارزش شهادت طلبی، همراه امام حسین(ع) به سفر رفت و حتی فرزندان خود را به میدان نبرد فرستاد تا اینكه به شهادت رسیدند.

پی نوشتها

1- شهادت در نهج البلاغه، محمد محمدی ری شهری
2- سوره آل عمران، آیه 3
3- منتخب میزان الحكمه، ج1، ص 552
4- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 156
5- همان
6- 200 داستان از فضایل، مصایب و كرامات حضرت زینب(س) عباس عزیزی، ص 64
7- لهوف، سیدبن طاووس، ص 179
8- 200 داستان از فضایل، مصایب و كرامات حضرت زینب(س)، ص 109
9- لهوف، ص 210
10- قطعه ای از بهشت، علی نجاتی، صص 427-426
11- 200 داستان از فضایل، مصایب و كرامات حضرت زینب(س)، ص 96
12- حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، ص 260
13- خصایص زینبیه، سید نورالدین جزائری، ص 93
14- تداوم انقلاب عاشورا با رهبری زینب كبری(س)، محمدرضا جواهری، ص 62-61

منبع: روزنامه قدس




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه حضرت زینب سلام الله علیها می باشد.


پایگاه جامع عاشورا